مروری بر خاطرات چند هفته اخیر










آرین جون مامان اینجا در حال رفتن به اداره خاله فاطی هستش آخه من و مامانی میخواستیم بریم خرید محل خریدمون نزدیک اداره خاله بود بخاطر اینکه گل مامان اذیت نشه گذاشتیمش اداره خاله که البته اولین بارش نبود میرفت و میدونستیم که حسابی بهش اونجا خوش میگذره


اینجا هم از اداه خاله رفتیم خونه مامانی که ناهار بخوریم که البته نی نی جونم انقده خسته بود که حدودا یکساعتی خوابید بعدا ناهار میل کردن











ماه رمضونی یه روز با مامانی اینا وخاله بهار اینا رفتیم رستوران نایب واسه افطاری که خیلی هم بهمون خوش گذشت







یه شب که خاله بهار ایناو خاله پروین اینا ومامانی اینا واسه شام خونه ما دعوت بودن خاله بهار اینا با یه کیک خوشمزه بمناسبت سومین سالگرد عقدشون اومدن خونمون که باهم جشن گرفتیم وکیف کردیم









روزی که واسه افطاری خونه خاله فاطی دعوت بودیم تولد خاله مهسا هم همون روز بود و همه باهم واسش تولد گرفتیم خاله مهسا جون تولدت مبارک ایشالا 120000000000000سالگیت








مروری بر خاطرات چند هفته اخیر
